به اتهام جاسوسی...

احکام دو تن از بازداشت شدگان منسوب به جریان انحرافی که به اتهام جاسوسی، اختلاس، ارتشا، تحصیل مال نامشروع و ارتباط نامشروع بازداشت شده بودند اخیرا" ابلاغ شده است. 

به گزارش فارس، دادگاه دو تن از منسوبین جریان انحرافی که سابق بر این در یکی از سازمان های تحت سلطه این جریان مسئولیت داشته اند ، در آبان ماه جاری برگزار گردیده که اخیرا" حکم قضایی آنان ابلاغ شده است. 

یکی از این افراد که مسئول تشریفات سازمان مذکور بوده در چهار اتهام محکوم شده است. اتهام اول، جاسوسی برای سرویس های آمریکا، انگلیس و ایتالیا که در این باره به 5 سال حبس محکوم شده است.
 
اتهام دوم، اختلاس توام با جعل که در این زمینه به 5 سال حبس، انفصال دائم از خدمات دولتی، رد مال مورد اختلاس و پرداخت 26 هزار یورو جزای نقدی محکوم شده است.
 
اتهام سوم، تحصیل مال نامشروع است که در این خصوص به پرداخت دو برابر مال تحصیل شده (8 هزار دلار و 60 میلیون ریال) و رد اصل مال (4 هزار دلار و 30 میلیون ریال) محکوم شده است.
 
اتهام چهارم این فرد رابطه نامشروع بوده که با اثبات آن به 99 ضربه شلاق محکوم شده است. 

بنا براین گزارش، فرد دیگر منسوب به جریان انحرافی که ذیحساب سازمان مذکور بوده در زمینه 3 اتهام محکوم شده است. 

اتهام اول، اختلاس که بابت آن به تحمل 4 سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و رد مال مورد اختلاس (مبلغ 92 میلیون و 200 هزار ریال) و پرداخت جزای نقدی معادل 2 برابر مال مورد اختلاس محکوم شده است. 

اتهام دوم وی اخذ رشوه است که بابت آن به تحمل 4 سال حبس، 74 ضربه شلاق و پرداخت 70 میلیون جزای نقدی محکوم شده است. 

اتهام سوم، رابطه نامشروع بوده که بابت آن پس از اثبات به 99 ضربه شلاق محکوم شده است. 

گفتنی است دادگاه عناصر منتسب به جریان انحرافی همچنان در حال برگزاری است.

تا زنده ایم رزمنده ایم...

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ

 

کمپین همکاری دانشجویان با سازمان انرژی اتمی

http://dararezoyeshahadat.blogfa.com/

حرف های 3 سال پیش اصلاح ظلبان امروز از زبان نمایندگان ملت!...

درپی تشدید اوضاع بحرانی بازار ارز در کشور، احمد توکلی و الیاس نادران با ارائه نامه ای به علی لاریجانی از وی خواستند مجلس برای بررسی اوضاع نابسامان بازار ارز تشکیل جلسه فوق العاده بدهد.

به گزارش الف، متن نامه به شرح زیر است:

برادر ارجمند جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي

سلام عليكم؛
وضعيت بازار ارز به عنوان يكي از ابزارهاي مهم سنجش شرايط اقتصادي كشور به مرحله‌اي بحراني رسيده است. افزايش بي سابقه نرخ ارز و از آن فاجعه‌بارتر نوسانات آن طي ماه‌هاي پاييز و به ويژه يكي دو هفته و روزهاي اخير تمامي دلسوزان انقلاب و ايران را كه علم و تجربه لازم براي آسيب‌شناسي وضع موجود را دارند به شدت نگران سرنوشت حال و آينده اقتصاد ملي كرده است. اكثر اقتصاددانان كشور كه سال‌هاست از سياست‌هاي ضد و نقيض، مديريت ضعيف و بعضاً مساله‌دار اقتصادي و اتلاف منابع به دست دولت انتقاد كرده‌اند، تعجبي نمي‌كنند، گرچه به شدت متاسف‌اند. 

در شرايطي كه: 

۱) به دليل سرازير كردن غير قانوني يارانه‌هاي نقدي به بازار نقدينگي افزايش مي‌يابد، 

۲) توليد كشور، به ويژه صنعت در اثر افزايش هزينه انرژي و نقض قانون در حمايت از توليد در ركود بي‌سابقه‌اي قرار دارد، 

۳) تحريم‌هاي مالي دشمنان ملت ايران گردش پول را در واردات كـُند و پرهزينه كرده است، 

۴) حوزه‌هاي ديگر فعاليت اقتصادي و گردش سرمايه با مشكلات جدي روبروست، 

۵) مديريت ضعيف و مساله دار اقتصادي هر روز مساله‌اي مطرح مي‌كند و مقابله با تحريم به كميته‌اي سپرده شده كه رئيس آن فردي فاقد ‌صلاحيت علمي و تجربي و داراي پرونده قضايي مالي است. 

۶) دولت با آمارهاي خود ساخته همه چيز را بروفق مراد نشان مي‌دهد و به جاي پرداختن به مسائل اساسي كشور به فعاليت‌هاي انتخاباتي ناسالم مي‌پردازد، در چنين وضعيتي نااطميناني و ريسك در اقتصاد افزايش مي‌يابد و پول‌هاي سرگردان براي حفظ ارزش و سود‌جويي متوجه بازار ارز مي‌شود و چنين بحراني را رقم مي‌زند.

اين اتفاقات نتيجه طبيعي سوء سياست و سوء مديريت دولت و فشارهاي خارجي است كه تعجب ندارد، تعجب‌آور عدم تحرك كافي مجلس كه نماينده مردم است و بايد از حقوق آنان در برابر اين وضعيت بحراني دفاع كند تعجب‌برانگيز است. امروز كه قيمت ارز بصورت ساعتي دچار نوسان و فزايندگي است، ضروري است مجلس براساس ماده ۱۰۴ قانون آيين‌نامه داخلي جلسه فوق‌العاده تشكيل دهد و موضوع وفق ماده ۱۰۳ در جلسه رسمي غيرعلني بررسي و براي نجات اقتصاد ملي تصميم موثر و قاطعي بگيرد. پيشنهاد ما تشكيل جلسه در ۱۴ يا ۱۵ دي ماه است.

آقای رئیس حمهور,بیکاری ...!!!

بیش از ۲سال از دوران حیات دولت دهم می‌گذرد و هر روز بر تعداد وعده‌های عملی نشده دولتی‌ها افزوده می‌شود. مهم‌ترین وعده دولت اما ریشه کن کردن بیکاری و وعده ایجاد ۲. ۵ میلیون شغل بود که نه تنها محقق نشد بلکه بررسی گزارش نرخ بیکاری چهار فصل ۸۹ مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که در فصل بهار و تابستان نرخ بیکاری ثابت و با اندکی کاهش در پاییز، در زمستان دوباره صعودی شده است.

اما نکته مهم اینجاست، هر چند روز یک‌بار یکی از مدیران اقتصادی دولت از عزم مسوولان اقتصادی برای برطرف کردن بیکاری سخن می‌گوید و و وزن منابع و سپرده‌های بانکی را نیز برای این منظور بسیار پر بار اعلام می‌کند. 

آخرین وعده محمود احمدی‌نژاد اما در جمع مردم ایلام مطرح شد. رئیس دولت دهم در جمع مردم ایلام با اشاره به حجم بالای سپرده‌های بانکی کشور گفت: «با حجم موجود سپرده‌های بانکی برای ایجاد ۵/۲ میلیون شغل به هیچ‌وجه کمبود منابع نخواهیم داشت.» ولی با این وجود به نظر می‌رسد مسوولان دولتی در مورد مسائل اقتصادی تنها در کلام با قاطعیت برخورد می‌کنند و در عمل خبری نیست که نیست.

در هر حال، نرخ بیکاری در بهار ۸۹ معادل ۱۳/۵ درصد، تابستان ۸۹ معادل ۱۳/۶ درصد، پاییز ۱۲/۱ و زمستان هم ۱۴/۶ درصد بوده است که با توجه به اظهارات قاطع دولتی‌ها درباره ایجاد شغل، بالا رفتن این آمار در زمستان ۸۹ عجیب به نظر می‌رسد!

نرخ بیکاری اما در کل سال گذشته هم ۱۳/۵ درصد اعلام شده است. این نرخ در بهار سال جاری طبق اعلام مرکز آمار به ۱۲/۳ درصد و در تابستان نیز به ۱۱/۱ درصد رسیده است. با این حال صرفا در سال گذشته اعلام شد که هر یک از استان‌ها توانسته‌اند تعهدات خود را در زمینه اشتغال زایی محقق کنند اما اینکه مشاغل ایجاد شده از چه کیفیتی برخوردار بوده و چند درصد از آن‌ها فصلی و مقطعی و چه میزان آن با امنیت و ماهیت دائمی است آماری ارائه نشد و یا دست کم منتشر نشده است.

بررسی نرخ بیکاری سال ۸۸ نیز نشان می‌دهد که وضعیت بیکاری در این سال معادل ۱۱/۹ درصد و بیشتر از ۱۰/۴ درصد سال ۸۷ بوده است و در این سال وضعیت بیکاری در ۲۱ استان نسبت به ۸۷ بد‌تر شده است. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که همین روند با وجود ادعای ایجاد فرصتهای شغلی در سال ۸۹ به میزان ۱/۶ میلیون نفر ادامه داشته و نرخ بیکاری سال ۸۹ به ۱۳/۵درصد و ۱/۶ درصد بیشتر از سال ۸۸ است.

بی‌تردید، آمارهای ضد و نقیض دولت درباره ریشه کن کردن بیکاری و ایجاد دو نیم میلیون شغل در طول فعالیت دولت دهم چیزی را عوض نکرده است و جوانان و به خصوص قشر تحصیل کرده، همچنان زیر فشارهای ناشی از بیکاری و فقر، دست و پا می‌زنند وباید پرسید آیا با این روند قرار است فقر در کشور ریشه کن شود؟!

از سوی دیگر کار‌شناسان اقتصادی می‌گویند اشتغال را باید با تولید و صنعت سنجید. بررسی وضعیت تولید در کشور نشان می‌دهد، اوضاع برای تولید و صنعت چندان مطلوب نیست و علاوه بر واردات بی‌رویه، تولید کشور به دلیل عدم پرداخت یارانه‌ها با مشکلات عدیده‌ای مواجه است تا جایی که جز ایجاد شغل‌های مقطعی راهی برای افزایش شاغلین نیست. 

به نقل ازسایت شفاف افزایش تعداد ورودی‌ها به بازار کار نیزعاملی است که دولتی‌ها می‌گویند باعث افزایش آمار بیکاری است اما این مساله نیز نمی‌تواند افزایش بیکاری را توجیه کند چرا که در سال‌های گذشته همواره میزان ورودی‌های به بازار کار در هر سال به میزان یک میلیون و ۲۰۰هزار نفر اعلام شده است.

باید منتظر ماند و دید آیا وعده‌های دولت دهمی‌ها درباره اشتغال به واقعیت تبدیل خواهد شد یا همواره فاصله طولانی بین حرف تا عمل حفظ خواهد شد؟!

ای کاش بسیجی نبودیم....

در ایام فتنه پس از انتخابات دائما در مورد حقوق زندانیان و ضرورت دلجویی از آنان و خانوادشان و جبران اموال آسیب دیده از اغتشاشگران میشنیدیم. اما کدام یک از بزرگان نظام از هاشمی رفسنجانی گرفته تا لاریجانی واحمدی نژاد در خصوص ضرورت دلجویی از بسیجیان صحبت کردند؟

به راستی جرم بسیجیان چیست که از ضد انقلاب گرفته تا مدعیان انقلاب همگی علیه آنان سخن میگویند ؟چرا میر حسین موسوی در تبلیغات خود در ارومیه با اشاره به جمع بسیجیان  اعلام میکند که متاسفانه ریشه برخی مشکلات کشور را داریم مشاهده میکنیم؟به راستی در جریان اغتشاشات چه کسانی بیشترین آسیب را دیدند و بیشترین دلجویی از چه کسانی به عمل آمد؟

باید به صورت چند بسیجی اسید می پاشیدند تا صدای وا اسلامای برخی درآید؟باید چند نفر از بسیجیان  به ضرب گلوله زخمی میشدند تابگویند علیه بسیج اسلحه کشیده اند؟باید رگ گردن چند بسیجی با تیغ موکت بری بریده میشد تا لازم شود از خانوادشان دلجویی شود؟ چند نفر بسیجی باید مظلومانه در حالی که گوشه خیابان منتظر تاکسی بودند در زیر چرخ های ماشین های مدل بالا له میشدند و اسمشان نه در ردیف شهدا بلکه در ردیف تصادفی ها و نفله ها می آمد تا دل نازک آقایان بسوزد؟من به چشم خودم دو نفر از دوستانم را دیدم که به جرم آنکه پیراهنشان روی شلوارشان است روبروی درب دانشگاه مورد حمله ماشین های سبز قرار گرفتند.

راستی مسئولان دلسوز نظام !تا به حال پرسیده اید چرا هفت بسیجی پایگاه مقداد با وجودآنکه مسلح بودند به کسی شلیک نکردند تا این که هر هفت نفر مظلومانه به دست مردم عادی و نه اغتشاشگران(!) به شهادت رسیدند؟میدانید با کوکتل مولوتوف به منزل چند نفر از حزب اللهی ها حمله کردند؟موتورهای سوخته جزء آمار خسارت هایی که باید پرداخت شود آورده اید؟ دختری که چادر از سرش کشیده شد را جز کسانی که باید از از آنان دلجویی شود می دانید؟هیچ می دانید قطعه بتون ۵۰ -۴۰ کیلویی اگر از طبقه چهارم ساختمان و بر سر بسیجی ای بیفتد، او حداکثر چند روز به حالت کما زنده می ماند؟دو –سه روز بیشتر زنده نماند…تا به حال سفیدی مغز سر دوستتان را بر روی آسفالت خیابان دیده اید؟ما دیده ایم!خیلی زیبا بود.چشم های پاکش را میگویم که هرگز به نامحرمی نگاه نکرده بود.

آقایان مسئول و اساتید ما:

شنیده اید که دختر چادری ای را در ورودی دانشگاخی برهنه کرده اند؟جا دارد که از شنیدن این خبر دق کنیم و بمیریم.البته به همت بسیجیان عواملش بازداشت شدند.راستی خواسته بودید بازداشتی ها آزاد شوند، بازداشت شده ها در حوالی دانشگاه ناموس شما آزاد خواهند شد.قبول؟!! از کدامشان دلجویی کنیم؟ از بازداشتی های مظلوم یا از آن دخترک معصوم؟در کدامین جبهه اید؟اگر دلتان با حق است چرا زبانتان برای کفر و نفاق می چرخد؟

میدانید چهره زیبا و نورانی برخی از بسیجیان تا همیشه عمرشان زشت و قرمز باقی خواه ماند؟چرا که بر رخسارشان اسید پاشیده اند.حال ازکدامشان دلجویی کنیم؟اصلا دلجویی به چه کار آن عزیزان می آید؟

زخم شمشیر را البته دارویی هست . اما زخم زبان را چه کنیم؟ « مرگ بر بسیجی» را شنیده اید ؟ « بسیجی برو خونتون شام نمیدن …» را چه؟ « مرگ بر دیکتاتور» را چطور؟

یا اینکه « یک میلیارد گم شده در جیب بسیجیان است» را شنیده اید؟ شوخی کردم ! این ها که زخم زبان نیست .

قبل از انتخابات جماعتی از سبز پوشان چشمشان به من افتاد و مرگ بر بسیجی گفتند، پوزخند نمکینی زدم و رفتم .از دخترانی که شب هنگام در وسط خیابان های تجریش و سعادت آباد روسری خود را برداشته بودند و شعار میدادند : «با موسوی، بی روسری» انتظاری جز شعار مرگ بر بسیجی نیست.اما آقایان خواص!آیا یک بار فقط یک بار از مسئولان امر خواستید که از بسیجیان دلجویی کنند؟البته « لا نرید منکم جزاء و لا شکورا» ما را نیازی به دلجویی شما نیست. نوشتم که شاید از جهل مرکب خارج شوید.نوشتم تا بدانید در گفتن و نگفتن هایتان چه چیزی خوابیده است. نمیدانم این همه علم ظاهری در تحلیل شرایط کمکتان نکرد؟ نمی دانم اخبارتان را از چند نفر فاسق گرفته اید؟«ان جا کم فاسق بنا فتبینوا»

و در آخر یک سوال ذهن مرا مشغول کرده و آن اینکه، اگر آن حجت ظاهر ظهور کند، کدام عالمان در مقابلش ایستادگی میکنند؟همان علمایی که بصیرت ندارند«الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر»

آقایان علم ولایت با علم حمل نمیشود با بصیرت حمل میشود…

سید مرتضی آوینی چه زیبا گفت(به مضمون): جنگ ما در آینده با کفر نیست بلکه جنگ، جنگ اسلام ناب محمدی با اسلام آمریکایی خواهد بود…

مطالب بالا همگی درد هاییست  که شاید برای همیشه .مجبور باشیم بگذریم...

مقصران  همگی شاکی اند...

شاکیان همگی مقصر...

هرکس ازين پيام آنچه را که احتياج دارد درخواهد يافت!

گفته ای جانم به قربانت ولی نزدیک رای گیری چرا؟؟؟!!!!!!!...

نماینده خدابنده و دبیر کمیسیون اصل ۹۰ در صحن علنی مجلس گفت: مواضع احمدی‌نژاد تحریم‌ها را ۱۰ سال جلو انداخت.

سید فاضل موسوی در خصوص عملکرد دولت احمدی‌نژاد در شش سال و نیم گذشته، گفت: دولت احمدی‌نژاد در شش سال و نیم گذشته حدود هزار و چهارصد میلیارد دلار درآمد داشته است و امروز باید گزارش دهد که با این درآمد چه کرده است.

وی افزود: دولت امروز مانند
آیا می‌دانید کاغذ پاره‌خواندن تحریم‌هاو خس و خاشاک و بزغاله گفتن‌ها چه هزینه‌هایی برای کشور در بر داشت؟
یک حزب تمام عیار وارد فعالیت انتخاباتی شده است و این به معنی تزریق سم مهلکی به کشور است و اگر آنچه دوستان در رسانه‌ها اعلام کردند صحت داشته باشد باید فاتحه مجلس مفید و با ارزش را خواند.

دبیرکمیسیون اصل ۹۰ درخصوص مواضع احمدی‌نژاد در مورد مسائل بین المللی، گفت: آقای احمدی‌نژاد شما علاوه بر پاسخ‌گویی درخصوص منابع مالی خود به مجلس و پیشگاه ملت باید در زمینه مواضع خود نیز پاس‌خگو باشید، چرا که مسئله هلوکاست مسئله‌ای فراموش‌شده بود اما مواضع شما ۱۰ سال تحریم‌های موجود علیه کشورمان را جلو انداخت.

نماینده خدابنده خطاب احمدی‌نژاد ادامه داد: آیا می‌دانید کاغذ پاره‌خواندن تحریم‌هاو خس و خاشاک و بزغاله‌گفتن‌ها چه هزینه‌هایی برای کشور در بر داشته است؟

سیدفاضل موسوی در ادامه سخنرانی خود در صحن علنی مجلس با اشاره به درگیری روز گذشته
جمله زشتی را که روز گذشته در مجلس شنیدیم رضاخان برخاسته از‌‌ همان محیط قبیله به مجلس گفت، اما همین رضاخان طویله‌ای سه دوره مدرس را تحمل کرد.
رئیس سازمان هدفمندی یارانه‌ها با یکی از نمایندگان مجلس گفت: جمله زشتی را که روز گذشته در مجلس شنیدیم رضاخان برخاسته از‌‌ همان محیط قبیله به مجلس گفت، اما همین رضاخان طویله‌ای سه دوره مدرس را تحمل کرد.

نماینده مجلس هشتم همچنین خطاب به قوه قضائیه گفت: آیا قوه قضائیه نباید در مورد حصر‌ها چاره‌ای بیندیشد و در این زمینه با حکم قانونی عمل کند و مراحل تفهیم اتهام را رعایت کند؟

وی افزود: این روز‌ها مردم منتظر رای شما در مورد فساد مالی هستند که رای قاطعی صادر شود.

دبیر کمیسیون اصل ۹۰ با طرح این سوال که آیا ما به دین اسلام و دیدگاه‌های رهبری و امام تقید داریم، ادامه داد: اگر این تقید را داریم باید زمینه حضور همه جریان‌های سیاسی را در کشور مهیا کنیم و اگر این زمینه هست چرا محقق نمی‌شود؟

وی تاکید کرد: اگر شرایط عادی و عادلانه در کشور ایجاد شود ۶۵ تا ۷۰ درصد رای کشور به جریانی غیر از جریان حاکم در کشور خواهد بود.

سیدفاضل موسوی در ادامه سخنان خود در خصوص عملکرد مجلس گفت: آنچه امروز در کشور
اگر شرایط عادی و عادلانه در کشور ایجاد شود ۶۵ تا ۷۰ درصد رای کشور به جریانی غیر از جریان حاکم در کشور خواهد بود.
هست عملکرد ما است و باید از نمایندگان این سوال را پرسید که آیا از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها راضی هستید و آیا از تاراج منابع عظیم ایران از سوی کشورهای همسایه خبر دارید؟

موسوی تصریح کرد: آیا دولت برای هزار و ۱۴۰ میلیارد دلار از فروش گاز و نفتی که روزانه قطر از میادین مشترک استخراج کرده است فکری کرده است؟ و آیا دولت نمی‌توانست با سرازیر کردن این ثروت رویایی به کشور راهکاری را برای مبارزه با بیکاری و همچنین رشد منفی اقتصاد کشور بیاندیشد؟

گفتنی است پس از پایان نطق سید فاضل موسوی درحالی که تعدادی از نمایندگان شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سر می‌دادند، تعدادی دیگر از نمایندگان نیز با فریاد «احسنت» از سخنرانی نماینده خدابنده ابراز رضایت کردند.

شایان ذکر است محمود احمدی بیغش نماینده شازند و از حامیان دولت با نزدیک شدن به سیدفاضل موسوی قصد ایجاد تنش داشت که با حضور نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس این اتفاق رخ نداد.

باز هم نامه ای فاقد ارزش حقوقی از زبان ""وکلای!!!! ملت""!!.......

جمعی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس معتقدند که گزارش امروز کمیسیون اصل نود به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ شباهت داشت.

سایت خبرآنلاین در این‌باره نوشت: ۲۰ نماینده مجلس که عضو فراکسیون اقلیت هستند در نامه‌ای به علی لاریجانی، گزارش کمیسیون اصل نود از فتنه ۸۸ که امروز در صحن علنی مجلس قرائت شد را فاقد هرگونه اعتبار حقوقی و مبانی استدلالی خواندند.
متن نامه به این شرح است:

در جلسه روز چهارشنبه هفتم دی ماه مجلس شورای اسلامی گزارشی از سوی کمیسیون اصل نود قانون اساسی در خصوص تحلیل حوادث و پیامدهای بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ قرائت شد که صرف نظر از محتوای گزارش که فاقد هرگونه اعتبار حقوقی و مبانی استدلالی بوده و اساساً ارزش اظهار نظر ندارند، به دلایل زیر در مغابرت با قانون اساسی و آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی می‌باشد: 

۱- به موجب اصل نود قانون اساسی «هرکس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه قضائیه یا قوه مجریه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه یا قوه قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد، به اطلاع عامه برساند» آنچه به عنوان گزارش کمیسیون اصل نود در صحن مجلس قرائت شد و بیشتر به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ شباهت داشت هیچ ربطی به شکایت از طرز کار قوای سه‌گانه نداشته و اساساً خارج از وظایف کمیسیون اصل نود بوده و پرداختن کمیسیون اصل نود به موضوع خلاف قانون اساسی بود. 

۲- با توجه به ماده واحده «قانون نحوه گزارش کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی مصوب ۳/۹/۱۳۶۶» که مقرر می‌دارد «گزارش‌های کمیسیون اصل ۹۰ پس از ارائه به هیات رئیسه بدون رعایت نوبت در دستور کار مجلس قرار می‌گیرد و در اولین جلسه علنی قرائت می‌گردد» قرائت گزارش مذکور که در دستور جلسه هفتگی مجلس قرار نداشت خلاف آئین‌نامه داخلی مجلس و قانون مذکور می‌باشد. 

۳- با توجه به اینکه هیات رئیسه موظف است کلیه گزارش‌هایی که در جلسات علنی مجلس مطرح می‌گردد را قبل از ارائه و قرائت در صحن مجلس چاپ و در اختیار نمایندگان قرار دهد، عدم چاپ و توزیع گزارش مزبور بر خلاف آئین‌نامه داخلی تضییع حقوق نمایندگان مردم می‌باشد. لذا با توجه به موارد فوق، تغییر دستور جلسه و منظور نمودن ارائه گزارش یاد شده در دستور کار روز چهارشنبه ۷/۱۰/۹۰ مجلس، قرائت آن بدون چاپ و توزیع گزارش و خارج از نوبت و اصل پرداختن کمیسیون اصل نود به این موضوع خلاف قانون اساسی و قوانین مربوط بوده و از آنجا که این رویه موجب وهن مجلس می‌باشد، درخواست رسیدگی قانونی در این مورد داریم. لطفاً نتیجه امر را اعلام فرمائید.

بازخوانی یک واقعه...

شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که خبر منتشره از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایران) وابسته به دولت،که در آن مدعی شده بود آقای جورج سوروس ـ که در ایران به تئوریسین انقلاب های مخملی معروف شده است ـ در سالن اجتماعات هتل ترومپ (Trump International Hotel) در شهر نیویورک!!!در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی از دیدار خود با آقای خاتمی در سال 2006 سخن گفته است،غیر واقعی بوده و بیشتر به خبری تخیلی ساخته ذهن خبرنگار این خبرگزاری شباهت دراد.


خبرنگار "تابناک" در واشنگتن به محض انتشار وسیع این خبر توسط خبرگزاری دولت و چندین خبرگزاری دیگر با توجه به آثار تخریبی آن در ذهن عموم دوست داران نظام، سعی نمود که صحت و سقم این خبر را از هتل های آمریکا و همچنین متن کامل و تائید شده سخنرانی آقای جورج سوروس را به دست آورد.

اما بر پایه این گزارش،مشخص شد در عالم واقع هرچند مجموعه هتل های زنجیره ای با این نام در نیویورک وجود دارد اما با مشخصاتی که در خبر ایرنا ذکر شده است تنها  هتلی در مرکز شهر شیکاگو در ایالت "ایلینویز" آمریکا با 96 طبقه و ارتفاع 415 متری در کنار رودخانه شیکاگو با نمای دریاچه میشیگان که بعد از برج "ویلیز" دومین ساختمان بلندمرتبه آمریکا محسوب می گردد وجود دارد و وجود هتلی با این مشخصات در نیویورک واقعیت ندارد.

با وجود چنین ادله واضحی اما خبرنگار "تابناک" در واشنگتن برای اطمینان هرچه بیشتر از این موضوع با هتلهای یاد شده در نیویورک و همچنین با مدیر هتل "ترامپ" در شیگاگو یعنی آقای "فاستر" که هنوز کارهای ساختمانی بعضی از بخش های آن به اتمام نرسیده است تماس گرفت و در مورد جلسه شب یازدهم سپتامبر و سخنرانی آقای سوروس سئوالاتی را مطرح نمود که مدیر هتل از وجود چنین جلسه ای کاملا اظهار بی اطلاعی نموده و منکر برگزاری جلسه ای با شرکت آقای جورج سوروس در این محل شده است.

در همین حال علاوه بر این جستجو ، جورج سوروس توسط رئیس دفتر خود "امی -پی-ویل" هر گونه آشنایی با آقای خاتمی را انکار کرده و همچنین هرگونه سخنرانی درباره آقای خاتمی و همچنین در هتل پرمت را رد کرده است. که متن این استعلام به شرح زیر منعکس می گردد ؛

Thanks for your note. Mr. Soros does not know former Iranian president"
Mohammad Khatami, has had no contact with him, and did not give a
speech."

اما با وجود این شواهد برای اطمینان بیشتر، خبرنگار"تابناک" در واشنگتن، با آقای "جی آستین" مدیر ارتباط عمومی و رسانه ای ساختمان شماره 545 خیابان پنجم نیویورک ـ یعنی پرومت اینترنشنال هتل ـ  نیز تماس گرفته و درستی این واقعه را جویا شده است،که ایشان انجام هرگونه مراسم بمناسبت سالگرد 11 سپتامبر توسط آقای سوروس چه روز و چه شب در چهار سالن کنفرانس و متینگ هتل "ترومپ اینترنشنال" نیویورک را کذب و بی اساس خوانده است و اعلام نمود که هیچگونه نشستی در روز 11 سپتامبر در این هتل انجام نشده است.ا ین موضوع به قدری روشتن است که هر شهروند دیگری نیز با مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی می تواند نادرستی آن را کشف کند.

این گزارش می افزاید، برای پیدا کردن ردپای ارتباط آقای "جورج سوروس" در این ماجرا، و در تماس با آقای "دونالد ترامپ" ـ که به اصطلاح ایرانی ها بساز بفروش است ـ تنها این نتیجه به دست آمد که، قرار بوده در سال 2004 مبلغ 160 میلیون دلار از سوی آقای "جورج سوروس" میلیاردر آمریکایی بابت سرمایه گذاری برای ساخت این هتل که طرح آن از سال 2001 ریخته شده است انجام پذیرد، اما نهایتا این توافق به انجام نرسید و هتل "ترامپ" با سرمایه گذاری یکی از صندوق های بازنشستگی تکمیل گردید،که خود این موضوع نیز نشان گر آن است که صاحب این هتل حتی رابطه کاری نیز با آقای "سورس" ندارد که احیانا خواسته باشد به تکذیب این موضوع اقدام نماید.

نکته جالب توجه دیگر استناد خبرگزاری دولت به سخنان شخصی است که آن را صهیونیست نامیده و بر اساس ادعای بدون سند وی اقدام به ایجاد موجی رسانه ای با اصالت قائل شدن برای این خبر کرده است،اما توجه به موضع گیری صهیونیست ها و اعتراض آنها در تابستان سال 85 ـ 2005 میلادی ـ به دولت آمریکا برای صدور روادید آقای خاتمی نشان مشخص است  که صهیونیست ها اصولا یکی از موضع گیری های بسیار تند خود را در قبال سفر یکی از مقامات ایرانی به آمریکا در همین برهه اتخاذ کرده اند،هرچند تلاش ما برای دستیابی به آرشیو خبرگزاری رسمی دولت(ایرنا) برای اثبات این موضوع به دلیل محدود بودن آرشیو خبرگزاری رسمی دولت از تاریخ قبل از سال 86 بی نتیجه ماند اما با جستجو در خبرگزاری فارس درستی این موضوع اثبات شد.لینک خبر یاد شده در فارس هم اکنون به این آدرس :"http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8506080090" موجود است.و تصیر آن نیز در متن خبر درج شده است.



با توجه به شواهد بیان شده به نظر می رسد خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران، باید در راستای حفظ شان و جایگاه خود به عنوان منبع رسمی اخبار دولت در ایران، از انتشار اخبار بی اساس و ساختگی پرهیز نماید زیرا این رویه در سطح داخلی و بین المللی سبب نوعی بی اعتمادی و تخریب چهره این نهاد راهبردی و حتی دولت خواهد شد موضوعی که با توجه به بودجه هنگفت این نهاد نه تنها توجیهی ندارد بلکه باعث تاسف است.

البته به نظر می رسد با توجه به تاکید رهبر انقلاب مبنی بر اثبات نشدن ارتباط چهره های معترض در حوادث اخیر با خارج از کشور، تلاش های رسانه رسمی و یا نزدیک به دولت برای یافتن این ارتباط به هر قیمتی، ولو از دست دادن وجهه خود، به دنبال انتشار اخبار نادرست کمی تامل برانگیز باشد.به هر حال حتی در صورت احتمال ارتباط برخی جریان های داخلی با چنین اشخاصی،استفاده از این روش ها برای اثبات آن تنها به نارضایتی بیشتر مردم بدل خواهد شد.

بنا بر این انتظار می رود در شرایطی که رهبری انقلاب گروه های مختلف را به پرهیز از دروغ و تهمت دعوت کرده اند رسانه های مانند خبرگزاری جمهوری اسلامی ، فارس و روزنامه کیهان که با هزینه بیت المال امورات خود را می گذرانند و همچنین سایت های دولتی دیگر از انتشار خبرهای بدون منبع و پایه محکم که اسباب ترویج فضای دروغ و تهمت را در جامعه فراهم ساخته و به تخریب شخصیت ها و سرمایه های نظام منجر می شود دوری کنند

بزرگداشت آیت الله العطمی منتطری(رحمه الله)...

با گذشت دو سال از ارتحال آیت الله العظمی منتظری و ممانعت ماموران امنیتی از برگزاری مراسم یادبود آن مرجع تقلید، جمعه شب گذشته مراسم بزرگداشت و معرفی اندیشه آن فقیه عالیقدر به همت انجمن قرآنی شهید منتظری با حضور گسترده مردم، شخصیت ها برگزار شد.

 آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید قم در این مراسم که جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، علما و روحانیون نیز حضور داشتند، ضمن توصیف و تحلیل مکاتب و مراحل فقه در تاریخ اسلام اظهار داشت: معنای فقه به تدریج محدودتر شده است و عملی که در لغت به معنی مطلق فهم عمیق بود به فهم همه جانبه دین و سپس فهم شریعت و بعد فن استخراج احکام تغییر معنا داد.

وی با این مقدمه، آیت الله منتظری را فقیه به معنای جامع کلمه دانست که با تسلط بر فلسفه و کلام و داشتن آراء اصولی خاص خود به مرتبه ای از فقاهت رسید که او را باید با شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی همانند و هم طراز دانست.

این مرجع تقلید در ادامه تصریح کرد: آیت الله منتظری به فقه مقارن و فقه کلامی احاطه داشت و با ممارست با متون دیگر مذاهب اسلامی با اشراف کم نظیری مسائل را از دیدگاههای گوناگون موشکافی می کرد.

براساس این گزارش، در ادامه این مراسم اعظم طالقانی نیز طی سخنانی با یادآوری خاطرات دوران زندان مشترک آیت الله منتظری با پدرش با تمسک به آیه ۳۰ سوره فصلت، آیت الله منتظری را از کسانی دانست که بعد از اقرار به توحید و ربوبیت االله بر ایمان خود استقامت ورزیده اند و همه توفیقات او را نتیجه نگاه توحیدی او دانست.

خانم طالقانی، در ادامه جامعه را به حرکت جدی تر در جهت ادامه راه حق طلبانه توحیدی دعوت کرد و حمایت از رنج کشیدگان و آسیب دیدگان و شهدا را وظیفه همگان دانست.

او هم چنین ازعموم اندیشمندان به ویژه روحانیون خواست برای پاسخگویی به نیازهای امروز جامعه و سوالات نسل جوان تلاش بیشتری انجام دهند تا در مقابل دین گریزی این نسل که محصول عملکرد بد قدرتمندان به نام دین است، بایستند.

در این مراسم که با تلاوت قرآن، نمایش کلیپ و شعر خوانی همراه بود، حجت الاسلام محمودصلواتی از مبارزان قبل از انقلاب و شاگردان ارشد آیت الله منتظری در سخنانی ضمن تشریح مقاومت شکوهمند فقیه عالیقدر در دوران ستمشاهی و شکنجه ها و آوارگی های دوران مبارزه به روحیه قوی و فکر منسجم آن فقیه فقید در رهبری مبارزه در درون کشور اشاره کرد و نقشی که آن مرحوم در حمایت از امام خمینی(ره) ایفا کرد را مورد یادآوری قرار داد.

عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هم چنین به بی اعتنایی آیت الله منتظری به مقام، موقعیت، قدرت دنیوی و نگاه وظیفه محور به مسائل اشاره کرد و گفت: در حالیکه بسیاری برای نیل به موقعیت و مقام دنیوی حاضرند به هر عمل نابجایی دست بزنند یا هر گونه ناحقی را پذیرا شوند آن مجاهد نستوه از همه آنچه داشت گذشت تا از حق پاسداری و به وظیفه انسانی خود عمل کند.

لازم به ذکر است، در این مراسم با توجه به استقبال با شکوه دوستداران آن فقیه عالیقدر و سختی برخی از حاضران به دلیل تراکم جمعیت و کمبود جا، در طول بیش از سه ساعت برپایی مراسم، حضوری پرشور و امید بخش را رقم زدند.

وای به حال ...

نماینده اصلاح طلب مجلس هشتم شورای اسلامی با انتقاد از شرایط موجود کشور گفت: “حدود ۳۰ سال از انقلاب می‌گذرد از شما می‌خواهم یک مسئول را معرفی کنید اعم از وزیر، رییس‌جمهور، استاندار و… که منحرف یا مفسد فی‌الارض معرفی نشده باشد. این نشان‌دهنده این است که یک‌جای کار ما می‌لنگد. باور کنید من آدم خوبی بودم و وارد سیستم حکومت شدم و الان اینکه می‌بینید شدم.”

مسعود پزشکیان، وزیر دولت محمد خاتمی همچنین گفت: “امروز کار ما به جایی رسیده آن چیزی که ارزش ندارد آبروی مسلمان است و مثل آب‌خوردن این‌ها برده می‌شود. اگر این مسلمانی است وای به حال مسلمانی.”

به گزارش ایلنا، مسعود پزشکیان روز دوشنبه پنجم دی ماه، طی مناظره‌ای سیاسی با احمد رهدار از شاگردان مصباح‌یزدی در محل تالار شیخ مفید دانشگاه قم، با اشاره به سخنان رهدار مبنی بر اینکه پزشکیان و دوستان اصلاح‌ط‌لب او راه خود را از راه امام جدا کرده‌اند، اظهارداشت: “حاج آقا دم از معنویت می‌زند در حالی که می‌گوید دیروز تازه از طریق اینترنت مرا شناخته امروز می‌گوید من یقین دارم که شما این‌جوری هستید. اگر این معنویت است که وای به حال معنویت. ”

پزشکیان در پاسخ به سوال یکی از حضار مبنی بر اینکه چرا دولت اصلاحات کار را به جایی کشاند که امروز بعد از گذشت ۶ سال از آن دولت هنوز نمی‌توان بی‌حجابی را حل کرد، گفت: آن چیزی که در خیابان‌هاست مجموعه کارهای ما مسئولین از چپ و راست است.

پزشکیان در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر اینکه آیا نباید “موسوی و کروبی کنار گذاشته شوند و از آن‌ها به دلیل اینکه فتنه آفریدند اعلام برائت کنیم” گفت: “من یک دانشگاهی‌ام و نمی‌توانم با ادبیات شعاری صحبت کنم. اگر کسی جرمی کرده باید در دادگاه به جرم او رسیدگی کرد نه اینکه با شعار او را مفسد‌فی‌الارض معرفی کنیم.”

وی خاطرنشان ساخت: در سال‌های اولیه انقلاب آیت الله مشکینی برای من و دوستانم درس اخلاق گذاشته بود و می‌فرمود اگر کسی را به عنوان متهمی گرفتید حق ندارید حتی یک سیلی به او بزنید و می‌فرمود قانون کسی را که مجرم است باید به دادگاه برده و محاکمه قانونی انجام دهد و به همین دلیل بنده نمی‌توانم به‌یک‌باره کسی را مفسد فی‌الارض معرفی کنم.

وزیر بهداشت و درمان دولت اصلاحات یادآور شد: “۳۰ سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد از شما می‌خواهم یک مسئول را معرفی کنید اعم از وزیر، رییس‌جمهور، استاندار و… که امروز منحرف یا مفسد فی‌الارض معرفی نشود؛ این نشان‌دهنده این است که یک‌جای کار ما می‌لنگد. باور کنید من آدم خوبی بودم و وارد سیستم حکومت شدم و الان اینکه می‌بینید شدم.”

پزشکیان تاکید کرد: امروز کار ما به جایی رسیده آن چیزی که ارزش ندارد آبروی مسلمان است و مثل آب‌خوردن این‌ها برده می‌شود. اگر این مسلمانی است وای به حال مسلمانی.

وی با اشاره به سخنان فرد حاضر سوال‌کننده مبنی بر اینکه چرا “موسوی و کروبی قانون اساسی و خط امام و رهبری را زیر سوال بردند؟”، گفت: شما می‌گوید فلان شخص چرا گناه کرد. کاری ندارد خودش را صدا کنید و از خودش بپرسید.

پزشکیان در پاسخ به اظهارات رهدار مبنی بر اینکه با زور می‌توان مملکت را درست کرد، گفت: ادبیات من با این آقا فرق دارد و به همین دلیل آنچه را که می‌گوید قبول ندارم؛ اگر خدا می‌خواست همه را در روی زمین مومن خلق می‌کرد اما این کار را نکرد و همه را برای انتخاب راه آزاد گذاشت حالا شما می‌خواهید به زور مردم را مومن به دین خود کنید.

وزیر بهداشت و درمان دولت اصلاحات در پاسخ به این صحبت‌های رهدار مبنی بر اینکه اگر شما اصلاح‌طلبان کنار بکشید ما اصول‌گرایان مملکت را درست می‌کنیم، گفت: اصلاً ما کشیدیم کنار، شما یک جا به عنوان الگو بسازید و به جامعه عرضه کنید. اصلاً نمی‌خواهد جامعه را درست کنید یک مدرسه اسلامی درست کنید تا همه، محبت و صداقت و انصاف را در آن ببینند. به خدا قسم یک چنین مدرسه‌ای را درست کردید من برای ساختن مدارس دیگر به شما التماس می‌کنم.

پزشکیان در پاسخ به این بخش اظهارات این روحانی افراطی مبنی بر اینکه تمام حرف‌های اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای بود که آمریکا خوشش آمد، گفت: من در آمریکا بودم و برگشتم، اما شما ممکن است بروید و بر‌نگردید.

وی افزود: این ادبیات که یک عده را متهم و به آن‌ها اتهامات مختلفی را بچسبانید مشکلی را درست نمی‌کند. اینقدر حرف نزنید و اگر می‌توانید در عمل مملکت را بسازید.

پزشکیان اضافه کرد: زمانی که دولت احمدی نژاد روی کار آمد تمام اعضای دولت سابق حتی در شهرستان‌ها را عوض کرد. در حالی که این روش درست نیست.

وی افزود: من همین الان اگر به سراغ کار پزشکی بروم برای انجام هر عمل ۱۵ میلیون تومان می‌گیرم و نیازی به دو میلیون حقوق مجلس ندارم شما مرا نشناختید و دائم تهمت می‌زنید؛ اگر مسلمانی این است که کسی دنبال شما نمی‌آید.

پزشکیان در پاسخ به سوال یکی دیگر از حضار مبنی بر اینکه “چرا از موسوی و کروبی که سران فتنه‌اند اعلام برائت نمی‌کنید”، گفت: آن چیزی که به من دیکته می‌کنید را نمی‌توانم به عنوان نظر خود بگویم و این را هم بدانید بنده به چیزی که معتقد نباشم می‌گویم معتقد نیستم.

وی با تاکید بر اینکه من همواره با اعتقاد به خدا و برای اعتبارم زندگی کرده‌ام، گفت: بنده در دوران ریاست خود در دانشگاه تبریز اولین کسی بودم که در ایران گفتم که پسرها حق ندارند دخترها را معاینه کنند و برای این اثباتم بسیار تحت فشار قرار گرفتم اما روی آن ایستادم.

پزشکیان اضافه کرد: با زور و جنجال‌آفرینی و فحش نمی‌توان به نتایج مطلوبی رسید و کشور را اداره کرد.

وی افزود: در خانواده خودمان زن و دختر بی‌چادر نداریم اما روش‌های زور و فشار را نمی‌پذیرم.

وزیر بهداشت و درمان دوره اصلاحات گفت: باور کنید ادبیاتی که دشمنی و تنفر را در جامعه ایجاد می‌کند ادبیات درستی نیست بلکه باید کاری کنیم تا همگان را به نظام جذب کنیم.

وی در پایان به بیان اینکه ادبیات ما در تبلیغ اسلام و تبلیغ نظام باید اصلاح شود، گفت: اگر می‌خواهید مملکت درست شود باید با همه مثل انسان برخورد کنیم.

نگاه میر ...

«تحلیلی تاریخی از دو مفهوم قرآنی» شامل دو رساله قرآنی است که در سال ۱۳۵۶ توسط مهندس میرحسین موسوی به رشته تحریر درآمده است. این دو نوشتار به خوبی دستگاه فکری میر صاحب اندیشه ما را نشان می‌دهد و نوع تحلیل و برداشت او از آیات مربوط به قوم بنی‌اسرائیل (یکی در مورد ورود ایشان به ارض مقدس و دیگری در مورد ابتلا ایشان به آزمون حرمت گرفتن ماهی در روز شنبه) علاوه بر نو و بکر بودن روش و نگاه تفسیری او، نشان‌دهندة استمرار و پویایی تفکری است ساخته و پرداخته ذهنی منظم، پر مطالعه و با تجربه که در سالیان بعد در بهار ۸۸ به ثمر می‌نشیند.

تنها نیم‌نگاهی به این دو نوشته قرآنی و مقایسه آنها با آنچه که میر در این سال‌های اخیر گفت و دریچه‌هایی از نور که به ذهن‌های مخاطبانش باز کرد، نشان می‌دهد که آنچه روی داد علاوه بر آنکه در مسیر سنت‌های حتمی الهی قرار داشت، باید به دست نذیری چون او صورت می‌گرفت. در زمانی که جامعة ما در درون این تاریکی فزاینده دست و پا می‌زند، ضرورت تکاملی تاریخ ایجاب می‌کند فردی چون او آگاه و دارای شعور به موقعیت، برخیزد که ظهورش جزء علل اساسی دگرگونی بنیادین اجتماع و نیز جزء ضرورت‌های حتمی تاریخ است.

نقش این نذیر پراکندن آگاهی است و دعوت انسان‌ها برای در پیش گرفتن موضعی مناسب در برابر شرایط بحرانی. پیدایی این نذیر جامعه را به دو جبهة متعلق به نظام مستقر موجود فرو رفته در تاریکی و فساد افزون شونده که حتی احبار و علما و روشنفکران آن به کمک ثروتمندان فاسد و ملاء آن می‌شتابند تا سیاه را سفید و سفید را سیاه بنمایانند و جبهه متعلق به ارزش‌های نوین زندگی‌ساز که صالحین را جانشین خواهد کرد تقسیم می‌کند.

پیام این نذیر امکانات و وسایلی در دسترس مردم می‌گذارد که بتوانند بین این دو جبهه انتخاب کنند. نقش این نذیر پراکندن آگاهی به صورت عامل مؤثر و اصیل در به وجود آوردن حرکت‌هایی است که می‌رود منجر به تغییرات بنیادی در جامعه گردد. نهی از منکر او و پراکندن آگاهی و بیم دادن از عوارض بحران و باز گشودن روزنه‌هایی به آینده درخشان‌تر، جامعه را به این دو گروه رو در روی هم تقسیم کرده است. در این فرآیند دو قطبی شدن جامعه البته گروهی هم هستند که می‌خواهند هم خرما را داشته باشند و هم خدا را. طبقه‌ای بینابین، طبقه‌ای که نماز پشت سر علی را ترجیح می‌دهد ولی از لقمه‌های چرب سفرة معاویه چشم نمی‌پوشد. این گروه واقعیت و حقیقت مخالفت گروه ایستاده در برابر نظام رو به تباهی را می‌فهمد و می‌داند ولی سودش در گرو حمایت از حکومت مستقر است می‌خواهد آخرتش را حفظ کند و در عین حال از وضع موجود هم بهره ببرد.

اینها هستند که با منفی‌بافی خود و شک و تردید و دو دلی خویشتن در مقابل جبهة خلق و جبهة پیشگامان قرار می‌گیرند و شروع به انتفاد از آنان می‌کنند. در منطق قرآن، پیوستگی اینان به طبقه ارتجاعی، حتمی و گریزناپذیر است و در نقطه اوج و هنگام انتخاب در آن لحظه‌ای که یک جامعه در معرض زیر و زبر شدن عمقی است، دو گرایش و جبهه اصلی بیشتر باقی نمی‌ماند. اینان ناگزیر از پیوستن بر طبقه حاکم و ا علام برائت از حرکت آگاهانه تودة جامعه می‌شوند و همچنین محکوم به فنا و نابودی همراه با کسانی هستند که به آنان دل سپرده‌اند. در این میان، نذیر در فرهنگ قرآنی، چه پیامبر باشد و چه شخصی صالح از قوم خویش، علت اصلی تغییر اجتماعی نیست. در فرهنگ قرآن مکرر به این نکته اشاره می‌شود که پیامبر و مصلح جامعه چیزی جز بشیرو نذیر نیست بلکه او در رأس شرایط ضروری [ظهورش] در قله و رأس هرمی از نور قرار دارد که تاریکی مسلط بر زمانه را که سد سبیل خدا و راه تکاملی گردیده می‌شکافد و انسان‌ها را به سمت بهروزی و صلاح و رشد می‌راند. بنابراین تفکر، به وجود آمدن مدینه فاضله و جامعه آرمانی و ورود به ارض مقدس تنها از طریق ورود از باب آن یعنی قرار گرفتن در مسیر شدن و همراهی ایمان و عمل امکان‌پذیر است و بس. در واقع نگاه کج‌اندیشانه‌ای که تحقق یک حتمیت تاریخی و تغییر جامعه را خلق‌الساعه و منوط به حرکت یک نفر یا گروهی خاص می‌داند مردود و منتفی است زیرا نزدیک شدن به تحقق جامعه آرمانی و زدودن سیاهی‌ها تنها از طریق به فعلیت رسیدن قدرت‌های انسانی و خواست آگاهانه تغییر توسط تک تک افراد آن جامعه صورت می‌پذیرد. در این دستگاه فکری، مساله رهبری و راهبری یک حرکت مفهومی متفاوت با آنچه که قاعدون و نشستگان در ذهن دارند، پیدا می‌کند. اینان بیهوده متوقع هستند که هر تغییر و حرکتی به سرعت و خلق‌الساعه و با دست یک نفر یا گروهی خاص صورت گیرد. در حالی که یک رهرو مؤمن می‌داند که وظیفه‌ای جز یکی کردن هدف خود با هدف آفرینش و خلقت که همانا شکافته شدن سیاهی افزایندة ظلم و جهل با نور آگاهی و معرفت است، ندارد و تحقق ارث بردن زمین توسط صالحان جز با قرار گرفتن در مسیر این شدن‌های مداوم و اتکاء و توکل به خداوند و صبر ممکن نیست. روی دیگر نهیب میر ما بر احبار و علما (روشنفکران و روحانیونی) است که در درون سازمان اجتماعی گسترده‌ای از نظام مستقر موجود و با تأیید آن و آلوده شدن به تمامی روابط فاسد آن اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و . .. از منافع آن بهره می‌برند و با سکوت و یا عمل خود و با منحرف ساختن مردم از مسائل اساسی به مسائل بی‌اهمیت در واقع این نظام پوسیده از درون را تأیید می‌کنند و به دوام ولو کوتاه‌مدت آن راضی هستند.

اینها نیز در پایان به گروه وابسته به نظام موجود و مستقر می‌پیوندند که بر اساس نظم غیرمتعادل و غیرطبیعی و با برگشت به خصوصیت‌های فاسقانه خود و با انتخاب فجور در مقابل تقوی عمل می‌کنند. میر ما و نذیر ما، خود در صف اول و در میان گروهی قرار دارد که تمام علایق خود را از نظم موجود می‌برند (در روایات هست که از قریه عزلت می‌کنند و فضاهای شبانه را در خارج قریه به سر می‌آورند) بدین معنی که خود را از ارزش‌های حاکم بر این جامعه و نهادهای رسمی آن می‌برند و هر گونه سود مشترک بین خود و نظام رو به زوال و تباهی را از بین می‌برند، و هر گونه استفادۀ روز شنبه‌ای را تحریم می‌کنند، و دیده به افقی بازتر می‌دوزند و از دنیا (نزدیک‌تر) به آخرت (دورتر) می‌پردازند. آنان به قیمت از دست دادن مسکن خود، منزلت‌های اجتماعی خود، ضرورتاً قومی دیگر می‌شوند، ملتی دیگر، و سرانجام قریه‌ای دیگر. و اکنون روشن است که اگر عذاب زیر و رو کننده بیاید و اگر نظام مستقر که به حداکثر فسق خود رسیده و در هم پاشیده شود ارث‌برندگان زمین و وارثان تجربه‌های مفید گذشته و نجات‌یافتگان چه کسانی خواهند بود.

چه کسانی فرو خواهند نشست و چه کسانی برخواهند خاست. . . . انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا . . . و بدین شکل است که قریه، تبلور مادی یک نظام منحط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، زیرو رو می‌شود. و بدین شکل است که قوم ظالمین از بین می‌روند و چنین است که شرایط مادی زیست یک قوم (حیات دنیوی آن) وسیلۀ فتنه قرار می‌گیرد. (فتنه در اصل گداختن طلای ناخالص است در آتش تا خالص آن از آلوده جدا گردد) تا نسلی تازه‌تر، روابطی تازه‌تر و خالص‌تر از ناخالص‌ها زاده گردد و در مسیر تکاملی انسان‌ها پیش رود